دوستت دارم عزيزم

نمونه سوالاتآموش هك

 

 

21 اسفند 1383

تولد

سلام خوبید ؟ تولد يار

امروز تولد عزيز ترين كسي است كه در تمام عمرم دارم نمي دانم براي شما هم پيش آمده يا نه كه چيزي را با خود زمزمه كنيد تا يادتان نرود و لي باز فراموش كنيد امام نمي دونم اين چه روزيست كه با فرا رسيدنش يه التهاب خاصي در وجودم به وجود اومده اميدوارم هر جا هست خوشحال و  سرزنده باشه

 

 
 16 فروردين 1384روز دنيا

سلام خوبين ؟

امروز اومدم که آپديت کنم

امروز روز خيلی خوبيه ... چرا ؟

نميگم بمونين تو کف

من امروز رو خيلی دوست دارم از همه روزها بيشتر

نميدونم چرا ؟

شايد . . .

حالا ديگه

ببخشيد که يه مدت نبودم

عشق يعنی از تهی خالی شدن***عشق يعنی باز هم عاری شدن

عشق يعنی عاری از احساس خوش *** در تمام لحظه ها جاری شدن

 

18 فروردين 1384

نخستين باده کاندر جام کردند

ز چشم مست ساقی دام کردند

به عالم هر کجا درد دلی بود

به هم کردند و عشقش نام کردند

ياد مون باشه وقتی به کسی يه قولی ميديم زيرش نزنيم !!!

 
 19 فروردين 1384فسوس

يقين دارم که چشمام يادت رفته و ديگه نميشناسيم ... پس می ترسم !
احساس می کنم آغوشت به من متعلق نيست ... پس می لرزم !
فکر می کنم هرگز دوسم نداشتی و نخواستی بفهمی که چرا ... پس می گريم !

دلم می خواد قاطع و محکم نگام کنی و بگی :

نترس عزيزم ! هنوز چشمات يادم نرفته که ديگه نخوام توشون نگاه کنم ...

آرزو دارم نرم و محکم بغلم کنی و بگی :

نلرز قشنگم ! هنوز آغوشم مال هيچکسی نيست که نتونی توش خودتو گرم کنی ...

دوست دارم سرم رو بزاری روی سينت و بگی :

گريه نکن ملوسم ! هنوز دلم سنگی نشده که با اشکای گوله گوله تو آتيش نگيره ...


دوست دارم عزيزم ... دوست دارم ...
افسوس که نمی خوای بفهمی...

 
21 فروردين 1384

سلام خوبید ؟

 

امروز اومدم که بگم غلط کردم ، آره !!!

اومدم که بگم دروغ بود !!!

اومدم بگم که نمیتونم فراموشش بکنم !!!

اومدم بگم نه تنها نمیتونم فراموشش بکنم بلکه به کس دیگه ای هم نمیتونم فکر بکنم !!!

اصلا احساس میکنم که بدون اون زندگی برام معنا نداره !!!

اومدم بگم که آخه چقدر دربه دری !!!

اومدم بگم که این دفعه تکلیف خودم رو روشن میکنم !!!

اومدم بگم که راسته میگن که عاشقی رسوایی داره !!!

اومدم بگم که این دفعه میخوام رسوا بشم ... ولی کاش پیش اون ، اونقدر ارزش داشته باشم که من رو ، رسوا نکنه !!!

اومدم بگم که عاشقتم عزیزم !!!

اومدم بگم که نتونستم فراموشت بکنم !!!

اومدم بگم که کسی نتونست جایه تو رو برام پر بکنه !!!

اومدم بگم که من رو ببخش !!!

خلاصه اومدم بگم که همیشه در قلب منی حالا چه تو بخواهی چه نخواهی !!!

 

 

تن سپردن به غريبه ، آخر شعر تو اين بود

عاشقانه دلسپردن ، جرم من فقط همين بود

من نه اولين گل تو ، نه که واپسينه بودم

اما عشق تو واسه من ، اولين و آخرين بود

 

 

 

 
25 فروردين 1384

اون که میون من و تو      

                              خط جدایی کشیده

 

دل میگه نفرینش کنم

                             به دردمون دچار بشه

 

26 فروردين 1384

نميدونم

سلام

نمیدونم باورت میشه یا نه؟ ولی بعد از یک هفته که از دیدن چشمات گذشته تازه ، تازه دارم به خودم میام ، یه هفته بود که حالم واقعا بد بود ولی گذشت ...

 

اصلا میخوام یه کار دیگه بکنم میخوام دیگه به اون فکر نکنم .

آخه وقتی کسی اصلا برات ارزشی قائل نیست و اصلا به تو هیچ توجهی نمیکنه چرا باید دوستش داشته باشی ؟

نمیدونم میتونم یا نه؟

 

من که تمام سعی خودم رو کردم که به اون نشون بدم که دوستش دارم ولی اون میخواست که من غرور خودم رو پیش اون خورد بکنم .

 

میدونین چرا ؟ چون که حتی یک لحظه هم به من نگاه نکرد یا لا اقل عاشقانه نگاه نکرد

 

ولی راستش رو بخواهید دفعه آخر اصلا تویه چشماش نگاه نکردم چون که میترسیدم دیگه اون برق رو تویه چشماش نبینم

 

گذشت . . .

 

میان همه گل گشتم و عاشق نشدم

             تو چه بودی که تو را دیدم و دیوانه شدم

 

آخرین کلام :

خیال نکن هر کی بگه عاشقته مثل منه

قلبارو تا نشکافن تکلیفا روشن نمیشه

اگه کسی رو داری که از من مهربونتره

اسمشو وقتی میاری برق از نگاهت میپره

دلتو بهش بده اگه دیدی عاشقتره

ولی خسته که شدی بیا دلم منتظره

 

 

 
2 ارديبهشت 1384

ديدار

يادم آن روز که در صحنه شطرنج دلت        شاه عشق بودم و با کيش رخت مات شدم

 
4 ارديبهشت 1384

اینجا ایران است

اینجا خدا نیست

اینجا دین نیست

اینجا پیغمبر نیست

اینجا قسم نخورید

اینجا فسم ندهید

حتی قسم به عشق و وفا و قسم به محبت و دوست داشتن

 

فقط یک جمله :

نازنین برای با تو بودن باید از بودن گذشت

 

 
6 ارديبهشت 1384

بازم از چشمات مينويسم

وقتی چشمات یادم میاد

اشک تویه چشمام جمع میشه

شاید باورت نشه ؟

شاید بگی دیوانه هستم ؟

آره دیوانه هستم ولی این رو بدون که چشمهایه تو من رو دیوانه کرد

آخه تو که نمیدونی چقدر چشمهایه زیبایی داری

زیبایی چشمهایه تو مثل چشمهایه هیچ کس دیگه نیست

چون ، از اون زیباتر دیگه چشم تویه دنیا نیست

ولی حالا که زیبایی و برق چشمات دیگه مثل همیشه نیست نمیدونم چی کار کنم

می خوام خودم رو بکشم

 

 
سه شنبه، 24 شهريور، 1383

از امروز به بعد

از امروز به بعد میخوام از برق چشمات بنویسم

اون چشمهایی که دیگه برق زیبایی و سادگی و دوست داشتن توش نیست

نمیدونم چرا ؟؟ واقعا نمیدونم

مگه چی گفتم ؟؟ جز اینکه خواستم خوبی ها رو نشونت بدم

من دوستت داشتم و عاشقت بودم

ولی نه یک عاشق کور

من یک عاشق بینا بودم ، که دوست داشت !!! چرا اینقدر اذیتم کردی

من عاشقی بودم که بدی ها رو میدید

و خوبی ها رو حس میکرد

ولی نخواستی بفهمی !!! نخواستی منو دوست داشته باشی!!!

چرا ؟؟ نمیدونم ؟؟

ولی اینو میدونم که خیلی دوست دارم و سن ، زمان ، آدم ها ، خوبی ها و یا بدی ها نمیتونن عشق من رو نسبت به تو کم بکنن

یه توصیه :

فراموش بکن ناراحت نباش فقط خوب باش

خوبه خوبه خوب

 

 

 
سه شنبه، 17 شهريور، 1383

نگاهی می‌کنی ما ره

نگاهي مي كني ما رو مگه عاشق نديدي تو

يا شايد ديدي و رسوا ترين عاشق نديدي تو

يا ما مجنونيم و خونه خرابي عالمي داره

يا عشقت مونده و دست از سر ما بر نمي داره

خداييش فرقي هم انگار نداره يا اگه داره دل رسواي ما بند كرده

و باز هم گرفتاره

الهي دل خوشي باشه پناهت

گلهاي رازقي تن پوشه راهت

الهي خوش خبر باشه قناري

بخونه تا خوروس خون چشم به راهه

صفاي ديدنت اي قصه نور

من و با خود ببر تا آخر دور

گلهاي پيرهنت ياس و اقاقي

بمانم منتظر تا قصه باقي

 

 
يكشنبه، 8 شهريور، 1383

عاشق مشويد اگر توانيد !!!

عاشق مشويد اگر توانيد
تا در غم عاشقي نمانيد
اين عشق به اختيار نبود
دانم كه همين قدر بدانيد
هرگز مبريد نام عاشق
تا دفتر عشق بر نخوانيد
آب رخ عاشقان مريزيد
تا آب ز چشم خود نرانيد
معشوقه وفا به كس نجويد
هر چند ز ديده خون چكانيد
اينست رضاي او كه اكنون
بر روي زمين يكي نمانيد
اينست سخن كه گفته آمد
گر نيست درست بر مخوانيد
بسيار جفا كشيد آخر
او را به مراد او رسانيد
اينست نصيحت اي مردم
عاشق مشويد اگر توانيد !

 
جمعه، 30 مرداد، 1383

دوست جديد

سلام اميدوارم خوب باشيد

به وب بلاگ رز زيبا سر بزنيد ايشان از دوستان جديد من هستند

 
سه شنبه، 27 مرداد، 1383

نمی دانم

نمی دانم دانه را تو کاشتی یا من؟
زمین اما ؛ از من بود
من گریه می کنم
دانه سبز خواهد شد ؟
نمی دانم

***
دانه محتاج اشک های من است
دانه
محتاج پرتو گرم نگاه توست
تو اگر بر اشک های من نتابی
تو اگر دانه کوچکم را گرم نکنی
هرگز سبز نخواهد شد

 

 

 


قديما
چاپار
 

[FrontPage Save Results Component]


 


  , پيام به آرمين  پيام به محمد

لينک دوستان


 


خلوتگاه یک عاشق

گل یاس

پرستوی آبی

بسوده ترین کلام است دوست داشتن

دوستت دارم ولی تو نمیدانی

مهاجر دیار عشق

دلم میخواد بدونی

شکست سکوت یک دختر

سوسک سفید

و باز تنهایی

قرتی قشمشه

باران در شب

زندگی بعد از عشق

بچه های عاشق

شعرهای ساحل

ترانه های با حال

ماه من! سلام

> جایی که عشق معنی پیدا میکند

ای عشق همه بهانه از توست

بوی ستاره

هوای تازه بهار

یاس تنها

گوشه ای از لطف خدا

فريادى در سكوت تو

سا يبان عشق

زاگرس نت

يک مرده

چشمی کنار پنجره ی انتظار

The Tens

دفتر عشق

امين جون

mymemorial&friends

غريبه تويه غربت

شعروعشق دوستي

ترانه هاي به ياد ماندني عشاق

اي خوشا سرو كه از بار غم آزاد آمد

دوست دارم عزیزم